قسمت 9 - پیش از آنکه نشانم بزند، لباس عروسیام را سوزاندم
وِرِن، خونخالصِ سیلورمون، سه سال منتظر جفتِ مقدرِ خود، سایلاس، میماند؛ اما سایلاس در شب ماه کامل، او را بهخاطر خواهر ناتنیاش، کورا، رد میکند. خانوادهاش با صحنهسازی او را مقصر جلوه میدهند و تبعیدش میکنند؛ وِرِن به شمال میگریزد و پیوند با ریج، آلفای بلادمون، را میپذیرد. وقتی سایلاس میفهمد کورا دروغ گفته، دیگر دیر شده است. همزمان با پیوند خوردن وِرِن و ریج، کورا و ورا تبعید میشوند، الیاس به کما میرود و سایلاسِ داغدیده در دریاچهای یخزده به زندگی خود پایان میدهد.